به نام خداوندگار آزادی...
......سیاح که خود را کنار می کشید ، گفت"واقعا این یک هنر تمام عیار است ولی من نمی توانم آن را بفهمم ."
افسر گفت :"آری،این سرمشق خوشنویسی دانش آموزان نیست ."
خندید و کیف چرمیش را در جیب گذاشت : " باید این ورقه ها را مدتی مطالعه کرد . بلاخره شما هم موفق به خواندن آنها خواهید شد .البته اینکه نباید نوشته ی ساده ای و نباید فورا آدم را بکشد ، بلکه باید به طور متوسط پس از دوازده ساعت او را به هلاکت برساند. سخت ترین موقعها برای ساعت ششم قرار داده شده است . پس باید دو رو بر نوشته ها پارافهای بسیاری شده باشد . خود متن مانند کمربند باریکی بدن محکوم را احاطه می کند.قسمت های دیگر بدن ،مخصوص نقش های زینتی است .حالا می توانید به ارزش کار دارخیش و این دستگاه روی هم رفته ، پی ببرید ؟ نگاه کنید !"
......
این نوشته بخش کوتاهی از کتاب گروه محکومین نوشته ی فرانتس کافکا بود که به شما توصیه می کنم حتما این کتاب را مورد مطالعه قرار دهید....
این نکته لازم به ذکر است که در ابتدای این کتاب پیام کافکای صادق هدایت هم به چشـــم می خورد .
آثاری که در زمان حیات کافکا منتشر شده اند:
تاملات ، بچه ها در جاده ی روستایی ، مسخ ،هنرمند گرسنگی ، نوشته ای کهن ، جلوی قانون ، برادر کشی ، خواب و .....
آثاری که پس از مرگ کافکا منتشر شده اند :
حیوانی با دو نژاد ، بیرق شهر ، همسایه ، شرح یک نبرد ، دیوار چین ، مشت به دروازه ی قصر ، پل ،پرومته ،فرفره و....
پیام کافکا : صادق هدایت و گروه محکومین : فرانتس کافکا
انتشارات : گهبد
قیمت : ۱۰۰۰ تومان
به نام خداوندگار آزادی...
خنک آن قمار بازی که بباخت آنچه بودش
بنمانـــــــد هیچش الا هوس قمـــــار دیگر
این شعر آینه ی تمام نمای احوال جلال الدین رومی پس از ملاقات با شمس تبریزی است.شمس تبریزی مولوی را به یک قمار دعوت کرد، قماری که در آن امیــد بردن و پیروز شدن نبود . و مولوی با کمال میل این قمار را پذیرفت .پا در آن نهاد و از قضا پیروز از آن بیرون آمد. و پس از آن بود که آرزو می کرد ای کاش یک بار دیگر هم مجال می یافت که دست به چنان قماری بزند. مولوی انسانی خوش اقبال و بختیار بود. بخت نصیب او شد که با شمس دیدار کرد و.... .
این کتاب شرح جهش جانانه و جنون آمیز جان جوانمردی است که پیش از آنکه صبح معرفت از مشرق سرش بردمد و ""شمس"" عشق در افق اقبالش طالع شود، زاهدی با ترس ، سجاده نشینی باوقار ، شیخی زیرک ، مرده ای گریان و شمع جمع منبلان بود و وقتی در چنگال شیری "شیخ گیر" افتاد و دولت عشق را نصیب برد ، زنده ای خندان ، عاشقی پران ، یوسفی یوسف زاینده و آفتابی بی سایه شد و ...... . (پیشگفتار)
و اینها تنها بخش هایی از کتاب قمار عاشقانه بودند که در اینجا نقل شده اند البته من به شما پیشنهاد می کنم که در کنار این کتاب، کتاب ""پله پله تا ملاقات خدا"" نوشته ی ""دکتر عبدالحسین زرین کوب ""را هم مطالعه فرمایید.
قمار عاشقانه
نویسنده :دکتر عبدالکریم سروش
چاپ و صحافی :طلایه آفاق
موسسه ی فرهنگی طراط
قیمت: ۳۵۰۰
درود...با عرض شرمندگی از حضور دوستان عزیز به دلیل غیبت طولانی مدت ،در این باره تنها می توانم به عذرخواهی با تمام وجودم بسنده کنم....
... آنکه مسئول است ، مسئول ساختن است ، نباید ویران کردن را بیاموزد ؟ این است که درست به همان دلیل که خواننده ای ممکن است در " کویر " بماند و این فاجعه ای است که مرا به تردید می افکند ــمی تواند ، در " کویر " برای آنکه راهی " شهادت " گردد " غسل کند " ، چه به گفته ی شاندل " کسی می تواند در پای عشق بمیرد ،که پیش از آن ،زندگی در پیش چشم های وی ، مرده باشد ".
و اینک بخشی دیگر....
با تو من در خلوت این صحرا ،در غربت این سرزمین ،در سکوت این آسمان ،در تنهایی این بی کسی ،غرقه ی فریاد و خروش و جمعیتم ،درختان برادران من اند و پرندگان خواهران من اند و گل ها کودکان من اند و اندام هر صخره مردی از خویشان من است و نسیم ها قاصدان بشارت گوی من اند و "بوی باران ،بوی پونه،بوی خاک،شاخه های شسته،باران خورده، پاک ":همه خوش ترین یادهای من ،شیرین ترین یادگارهای من اند.
بی تو ، من ...
این نوشته ها بخشی از کتاب هبوط در کویر نوشته ی دکتر علی شریعتی بود البته این کتاب جز مجموعه آثار سیزدهم می باشد که به دوستان عزیز توصیه می کنم برای خواندن هبوط در کویر کتاب مجموعه های ۱۳ را خریداری کنید زیرا علاوه بر این شامل آثار دیگر دکتر هم می باشد از جمله:
کویر ،کاریز،نامه ای به دوست ، دوست داشتن از عشق برتر است ، معبودهای من ، تراژدی الهی ، در باغ ابسر و اتوار ، عشق فرزند ، معبد ، نوروز و ... می باشد .
هبوط در کویر
نویسنده : دکتر علی شریعتی
انتشارات چاپخش
قیمت : ۴۸۰۰


